My Smore newsletter

از این رو، به روش های توضیحی، عباراتی صرفاً پیشنهاد شده است

از این رو، به روش های توضیحی، عباراتی صرفاً پیشنهاد شده است که تحت عناوین مختلف بیشتر بخوانید دسته بندی شده اند: «قلب خود را به ستایش بگشا» و دلایل زیادی وجود دارد که چرا باید برای حمد و سپاس پروردگار مکث کرد.
به عنوان مثال: هنگام زیارت مبارکه، «قلب خود را به پرستش بگشا»
یا زمانی که در راز اتاق خود بازنشسته می شوید تا خداوند را پرستش کنید.
عنوان دیگر "در دل خود را به روی تبدیل بگشا" و غیره به دعا به روح القدس، به شکرگزاری، به پرسش، به هدیه.
اینها به سادگی آثاری مانند بوم نقاشی هستند
چیزی که می تواند ذهن ما را برای ایجاد یک ساختار ذهنی تغذیه کند.
این طرز فکر وارد شیوه رایج گفتار ما شده است.
اما ما فکر می کنیم که طرز فکر به چه معناست؟
یعنی یک چارچوب فکری، یک چارچوب فکری.
وقتی من به این شکل فکر می کنم و عمل می کنم یک منطق وجود دارد.
اگر معیارهای دنیوی داشته باشم، پس نمی‌دانم، من یک فیزیکدان هسته‌ای هستم، پس ذهنم را عادت داده‌ام که همه چیز را در قالب: فرضیه، آزمایش، قانون فکر کنم.
و همه چیز بر اساس این معیار عمل می کند، حتی نزدیک شدن من به خدا.
سپس باید ساختارهای فکری خود را نیز بشناسم، ساختارهای ذهنی خود را.
بنابراین در اینجا باید بیاموزیم یا بخواهیم یک ساختار ذهنی جدید ایجاد کنیم، بدون اینکه آنچه را که در طول سالها به عنوان تجربه، به عنوان آموزش به دست آورده ایم، به عنوان هر چیزی که از طریق تجربه اجتماعی-فرهنگی که در آن قرار داریم به ما می رسد دور بریزیم.
در عوض، این دقیقاً ساختاری است که بر اساس مبنای انسانی ما می‌آید.
16) فیض کاری را انجام نمی دهد که طبیعت باید انجام دهد، بلکه آن را کامل می کند
یک اصل الهیات چه می گوید؟
این می گوید: فیض، یعنی فعل روح القدس، آنچه را که طبیعت باید انجام دهد، انجام نمی دهد، بلکه آنچه را در طبیعت می یابد، کامل می کند.
به بیان ساده، روح القدس آنچه را که شما باید انجام دهید انجام نمی دهد، بلکه به آنچه شما به او می دهید عمل می کند.
به همین دلیل بسیار مهم است که همراه با سفر معنوی که هر شنبه از طریق تشکیل تعلیم آموز انجام می دهیم، دقیقاً در همین مراقبه صبحگاهی است که همه چیز مربوط به جنبه فرهنگی نیز وجود دارد.
زیرا ما نیاز داریم که طبیعت انسانی خود را غنی کنیم، زیرا هر چه مواد بیشتری داشته باشیم، روح القدس بیشتر می تواند از ما به خوبی و به طور مؤثر استفاده کند.
با مثالی دیگر بگوییم: با هیزمی که داریم آتش درست می کنیم.
اگر چوب بی کیفیت داشته باشیم فورا می سوزد، گرم نمی شود، شعله عالی درست می کند و بس.
اگر چوب مرغوب داشته باشیم، آتش ما دوام می آورد، گرم می شود و تولید زیادی می کند.
همه اینها به چه معناست؟
باشد که ما این سفر را نه صرفاً برای داشتن گواهینامه ای که به ما می گوید: "اینجا در تمام دوره هایم شرکت کرده ام"، بلکه به این دلیل است که ما سفر روحانی مسیحی را جدی می گیریم.
سفر مسیحی به این معناست که روی خودم کار کنم تا خداوند با قدرت روح خود بتواند در این زمان از طریق من به عمل خود ادامه دهد.
اما اوست که بر اساس آنچه من در اختیار او قرار می دهم عمل می کند.
آن وقت این دعا را که امروز صبح پیش بینی نشده بود فهمیدی.
شدیداً احساس می‌کردم که باید این گفتمان گسترده را با شما در میان بگذارم: نمی‌توان آن را به وظیفه‌ای که باید انجام داد یا، بسیار کمتر، به عباراتی که همچنین مؤثر هستند، تقسیم کرد.
بین خواننده کلام خدا که دوره های زبان آموزی را گذرانده است و خواننده کلام خدا که حتی با گذراندن دوره های زبان آموزی، کلام خدا را با تفکر در مورد آنچه می گوید و فکر می کند، اعلام می کند که در مورد اینکه چه کسی آن را می گوید و فکر می کند که این خداست که همین الان آن را به این مردم می گوید
در یک کلام، بین بازیگر و مؤمن تفاوت افتضاحی وجود دارد.
یک تفاوت افتضاح
مطمئناً تمام عطف‌ها، لهجه‌های درست، استراحت‌های درست را ارائه می‌دهد، و اینها چیزهایی هستند که باید یاد بگیریم، زیرا آنها بخشی از طبیعت انسان هستند، بنابراین در صلاحیت ما هستند: مراقبت از تلفظ، مراقبت از لهجه ها، مراقبت از بقیه و غیره
اما آماده سازی، برای مثال، اعلام کلام خدا را نمی توان بر اساس یا نتیجه گیری در آنجا انجام داد.
باید یک اعلامیه نبوی باشد.
به زبان آوردن، این است که به نفع….
18) پیامبر کلام خود را می آورد
تو پیامبر هستی: پیامبر کیست؟
اوست که حرف خدا را می شنود و آنچه را خدا می گوید برای دیگران می آورد.
بنابراین خواننده کلام خدا نمی تواند به سادگی کسی باشد که می تواند بخواند.
این طور شروع می شود، اما باید کسی باشد که خواندن و دعای کلام خدا را بلد باشد، یعنی خود را در ستایش قرار دهد و در درون خود بگوید: «اما خداوند این عبارات را برای همه خلق خدا معنا می کند. ، در این کلیسا پر از مردمی که در مقابل من هستند.
آن وقت اگر پروردگار است که می خواهد بگوید، من باید خیلی مراقب باشم که این حرف او را که مال من نیست، چگونه حمل کنم.
و از این رو برای گفتن، نبوت کردن، خدا را به وسیله کلامش در حضور همه قرار دهید.
می بینید که تفاوت زیادی وجود دارد.
اعدام ممکن است در ظاهر یکسان به نظر برسد، اما چیز دیگری است.
کی متوجه می شوید که مثلاً قاری پیامبر است؟
وقتی در حین خواندن از کلماتی که می‌گوید شگفت زده می‌شوید و در آنجا هستید که شرح آن قسمت است.
شما آن را می بینید، در واقع دیگر اطراف خود را نمی بینید، اما در آنجا احساس درونی می کنید.
چگونه یک پیامبر را از یک بازیگر تشخیص می دهید؟
از این واقعیت که از بازیگر شما تنظیم صدا، کمال دیکشنری و هر چیزی که بخشی از وقار لحظه است را به یاد خواهید آورد.
اما شما در آنجا، داخل کلمه وارد نخواهید شد.
پس در خود راه تشخیص نیز داشته باشید، تا یاد بگیرید که خود را نیز متمایز کنید.
یک روز یکشنبه کشیش بخش از شما می خواهد که بخوانید. شما قبلاً این را می دانید، اما از کسی بخواهید که ثبت نام کند.
نه برای اینکه خود را زیبا کنید، بلکه برای اینکه یاد بگیرید و ببینید که آیا همانطور که کلام خدا را اعلام می کنید، واقعاً نشان می دهد که به آنچه می گویید فکر می کنید، به آن ایمان دارید و در آن لحظه خداوند را می پرستید.
بنابراین ما واقعاً باید بدانیم که تعلیم آموز به حوزه تعلیم محدود نمی شود.
تعلیم دهنده، مسیحی است که این تجربه شگفت انگیز و عظیم حضور خدا را به همه عرصه های وجود خود گسترش می دهد.
حتی نگرش بدن را نمی توان از همه اینها تشخیص داد.
به همین دلیل است که امروز صبح تو را برگرداندم، نگاهت کردم تا بفهمی که چگونه نماز می خوانی.
اگر به شما بگویم ممکن است حتی آن را باور نکنید، اما اگر به خودتان نگاه کنید، در یک لحظه متوجه خواهید شد.
مثال "سلام خداوند همیشه با شما باد"، "تبادل علامت صلح".
چگونه مردم صلح را مبادله می کنند.
برام صحنه درست کن فهمیدی؟
با این حال این آرامش شما نیست که به آن شخص می دهید، این آرامش خداست که به دیگری می دهید.


آیا متوجه سختی آن هستید؟


مسیحی کسی است که کلمه عبادت را جدی می گیرد، بنابراین شما نمی توانید یک چیز را با دهان خود بگویید و با بدن خود چیز دیگری انجام دهید.


شما نمی توانید با کشیدن صدای خود بگویید "حمد خدا، میزبانان مبارک".


شما نمی توانید چنین کاری انجام دهید، از کلیسا بیرون بروید، خجالت بکشید!


تو نمی توانی. چون خداوند یا با لبخند او را ستایش می کند یا با صدای پر از او ستایش می کند یا به این معناست که دیگر نیرو نداری.


21) اسکیزوفرنی معنوی

اسکیزوفرنی معنوی باید از بین برود، واقعاً باید، شما نمی توانید "Alleluia" (کشیدن) را بخوانید.


همه حمد خدا! به معنای آللویا (Ihavé) است.


آنگاه خواهید فهمید که "پادشاهی از آن شماست، قدرت و جلال تا ابد از آن شماست"...


اما چی گفتی!


همین که کشیش تمام گفت که ما منتظر امید مبارک هستیم، یعنی عیسی مسیح برگردد، یعنی کشیش می گوید که همه ما مشتاقانه منتظر پایان دنیا هستیم.


خوشبختانه مردم متوجه این موضوع نمی شوند، زیرا متوجه نمی شوند که کشیش فقط گفته است: "خداوندا، اما ما پایان دنیا را می خواهیم، ​​اما این دنیا کی تمام می شود، کی برمی گردی؟"


زیرا اگر مردم متوجه آن می شدند، مطمئناً کلیساها را ترک می کردند.


"من، آخر دنیا؟ نه، نه اجازه بده!"


سپس می گویید: پادشاهی از آن شماست، قدرت و جلال اعصار از آن شماست...


چگونه این را می گویید؟


«راز ایمان، ما مرگ تو را بشارت می‌دهیم، پروردگارا، قیامت تو را اعلام می‌کنیم، باز در انتظار آمدنت» روی زانوهایمان.


چه مفهومی داره؟


اعلان بر زانو نیست، اعلان با سر خم نشده و انتظار قطعاً تعمق نیست، بلکه نگرش است با صورت رو به بالا.


22) جرم در لاتین، مقایسه با آن در زبان عامیانه

سپس می بینید.


ما به زبان ایتالیایی صحبت می کنیم، اما شاید بهتر بود توده ها به زبان لاتین باقی می ماندند، زیرا حداقل ما را توجیه می کردند.


اما یک چیز وجود دارد که می توان گفت، زمانی که یک بار توده به زبان لاتین بود، همه ما لیبرتوی آنها را با لاتین در یک طرف و ایتالیایی در طرف دیگر داشتیم.


بنابراین همه کسانی که می خواستند بدانند دقیقاً در آن لحظه چه اتفاقی می افتد.


یک دفترچه دسته جمعی از جلوی شورا بگیرید. هر قسمت از توده توضیح داده شد.


وقتی کشیش می گوید: «Introibo ad altare Dei»، منظورش این است، این و آن دیگری.


بنابراین، آماده‌سازی نماز، از برخی جهات، عمیق‌تر و محبوب‌تر بود، اگر بخواهید.


اما با این بهانه که اکنون مراسم عشای ربانی به زبان عامیانه است، مانند بقیه دعاها، نمی‌توانیم فکر کنیم، به دلیل این واقعیت ساده که مراسم به زبان ایتالیایی است، همه چیز را فهمیده‌ایم، زیرا واقعیت‌ها خلاف این را نشان می‌دهند.


23) امید

بنابراین می بینید، مضمون «رود بزرگ دعا» تمام تجربه مسیحی را در بر می گیرد، زیرا مسیحی مرد نماز است. تعلیم دهنده مسیحی است که برای دیگران سرمشق قرار می گیرد، این مسیحی است که نمونه ای برای سایر مسیحیان است.


یعنی تمام زندگی او مظهر امید است.


ویژگی زندگی مسیحیان چیست؟


امید.


امید را نباید با امید انسانی اشتباه گرفت "اوه .... امیدواریم اینطور شود".


آن کتاب را هم درست کرده بودند و ناهماهنگی های ایتالیایی بچه ها را مسخره کرده بودند «امیدوارم کنار بیایم».


اما نگاه کنید، وقتی از امید برای کسی صحبت می‌کنید، نمی‌دانم که آیا آنها تصور مسیحی و الهیاتی از معنای امید را دارند یا در درون خود معنای ساده انسانی و رایج "امیدواریم اینطور پیش برود" دارند. .


امید مسیحی یک یقین است، این یقین است که آنچه خدا گفته محقق می شود.


امید پایه و اساس ایمان است.


حکایتی هست: ایمان و امید و صدقه سه خواهری هستند که به گردش می روند.


ایمان و صدقه دو خواهر بزرگ و بزرگ هستند، امید کوچک است و هر که می بیند می گذرد، می گوید: «ای به ایمان و صدقه بنگر که امید به راه رفتن می آورد».


اما هیچ کس متوجه نمی شود که در واقعیت این امید پشت دو نفر دیگر است.


24) ای سازنده ها، نمونه باشید و به رشد مردم در همه زمینه ها کمک کنید

همه اینها برای تأکید بر این اضطرار است که شکل دهندگان، که شما هستید، در همه زمینه های زندگی، به ویژه در زمینه معنوی، نمونه باشید.


پس لطفاً باید یاد بگیریم که مثلاً احترام انسانی بر ما تسلط نداشته باشد.


من می خواهم نتیجه گیری کنم.


شعار پیشنهادی "دستهای بلند شده".


چند نفر دستشان را بالا می برند؟


می گوید دست به سوی تو بلند شده است!


عبادت حمد یا عشاء


دست هایم را بلند می کنم و غیره. و غیره .. ". باشه.


در مناسک مدون نگرش هایی وجود دارد. اما اگر نتوانم از نظر بدنی به این شکل ژست بگیرم، اما در داخل، بله می‌توانم.


ما باید این آگاهی را داشته باشیم که همه ما باید در آنچه از دهانمان بیرون می آید مشارکت داشته باشیم.


اگر این اتفاق نیفتد، مراقب باشید، زنگ خطر، اسکیزوفرنی معنوی در حال پیشرفت است.


ما باید این را درک کنیم؛ و این بدان معنا نیست که ما قبلاً آن را انجام نداده ایم. ما هرگز قبلاً این کار را انجام نداده‌ایم، زیرا به آن فکر نکرده‌ایم، نه از روی بدخواهی.


اگر کسی این کار را با بدخواهی انجام دهد جدی خواهد بود: ببین، من همه اینها را برای سرزنش کسی نمی گویم، توجه داشته باشید.


همه اینها را به این دلیل می گویم که شما شکل دهنده هستید، پس باید حساسیت و توجه شما صد برابر رشد یافته باشد، زیرا باید به دیگران کمک کنید تا در وحدت انسان نسبت به پرستش خدا رشد کنند.


ستایش عیسی مسیح.

گاهی اوقات به نوشته‌ای باستانی برمی‌خوریم که هنوز هم بسیار رایج است که احتمالاً توسط یک الهی‌دان پروتستان، راینهولد نیبور ، الاصل آلمانی-آمریکایی، شرح داده شده است، که آنها به اصطلاح «دعای آرامش» را به او می‌گویند. با این حال، اسنادی وجود دارد که پیش نویس او را در تاریخ قبلی قرار می دهد، بنابراین او را به عنوان نویسنده نوشته نمی شناسند. این مقاله دو نسخه دارد، نسخه کامل و کوتاه. شکل اختصاری اغلب گزارش می شود زیرا بسیار معنی دار و مستقیم است. در این نوشته باستانی ، روی آوردن به خدا بیانگر نیاز به تسلیم شدن در برابر عشق ابدی اوست

«خدایا به من آرامشی عطا کن تا بپذیرم چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم،

شهامتی عطا کن تا چیزهایی را که می توانم تغییر دهم،

و خردی عطا کن تا تفاوت را بدانم.»